جوجه طلای مامان وبابا

عشق ماماني وباباي

به نام خالق اسمانها عسلم امروزبا بابايي رفتيم سونو ان تي حسابي شما رشد كردي وبزرگ شدي قربونت برم الهي ماماني ديروز تو مطب خانم دكتر صداي قلب شما رو شنيده بودم .قربون اون قلب كوچولوت بشه مامان شيرينم .امروز هم با باباي دوباره صداي قلبت رو شنيديم.بابا اينقدر ذوق كرده بود كه شما رو مي ديد .خانم دكترگفت همه چيز ني ني تون خوبه .ماهم همش خداروبه خاطر شما شكر كرديم.همش  اون عكس كو چولويي رو كه خانم دكتر داد نگاه مي كنم وتند تند دلم برات تنگ ميشه عسلم.هنوز نميدنيم ماماني شما دخملي هستي يا پسملي ولي هرچي باشي ما دوست داريم وبي صبرانه منتظرتيم .سفت به ماماني بچسب خوبم رشد كن عشقم  ...
28 مهر 1392

لا لا گل نازم

*لالالالا  گل نازم * تويي سرو سرافرازم * تويي سرو و تويي كاجم * تويي افسر، تويي تاجم   * لالالالا گل نرگس * نباشم دور، ِز‌‌ تو هرگز * هميشه در برم باشي * چو تاجي بر سرم باشي   *لالالالا گل مريم * چه گويم از غم و دردم *غم من در دلم پنهان * بيا اينجا بشو مهمان   * لالالالا گل مينا * بخواب آروم ،گل بابا * بابا رفته ، سفر كرده * الهي زودي برگرده   * لالالالا گل شب بو * نگاهت مي كند جادو * ببينم چشم شهلايت * به زير آن كمان ابرو   * لالالالا گل پونه *انار كردم واسَت دونه * انار سر...
28 مهر 1392

دخمل طلاي مامان

سلام دخمل قشنگم عشق ماماني مامان اين چند وقت خيلي تنبل شده بود واصلا فرست نكردم برات بنويسم .قربونت برم الان شما تو هفته30هستي وحسابي بزرگ شدي وتو شيكم مامان حركت مي كني قربون اون تكون خوردنت برم كه قند تو دل مامان اب مي كني عشقم ديگه چيزي نمونده تا شما بيايي تو بغل مامان وبابا امروز رفتم يه البوم خوشگل با لوازم بهداشتيت رو خريدم نازدونم عكساشو برات مي زارم چندروز پيش هم با بابايي كمدت رو سفارش داديم داريم همه چيز رو برا قدمهاي خوشمل شما اماده مي كنيم مادر جون وپدرجونم كلي وسيله برات خريدن دستشون درد نكنه خيلي زحمت كشيدن عكساي اوناهم برات مي زارم راستي بابايي ديگه خيلي دلش برا شما تنگ شده همش با شما حرف مي زنه شما هم براش ...
27 مهر 1392
1